تبلیغات
رهگذر - جوک تلخ
 
رهگذر
اللهم عجل لولیک الفرج
درباره وبلاگ


هر چه خلاقیت و هنر دارم و هرچه توان مبارزه در این جنگ نرم و فضا را دارم از زحمات استاد خودم آقا مجتبی هست که از خداوند سلامتی و طول عمر باعزت ایشان را خواستارم امیدوارم هرکجا هست در پناه امام زمان(عج)باشد.

مدیر وبلاگ : محمد
چهارشنبه 10 خرداد 1391
 

یه روز ترکه اسمش ستارخان بود ٬ از پس ارتش حکومت مرکزی براومد ، جونش رو کف دستش

گذاشت برای امروز من ٬ تو ٬ همه و برای ایران .

یه روز یه رشتیه اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود ٬ همراه مردم شهرش جلوی ارتش شوروی

ایستادن تا نتونن خاک کشورمونو اشغال کنن و خونش رو فدای ما کرد .

یه روز یه جنوبیه اسمش علی هاشمی بود ٬ جونش رو فدای ایران و من و تو کرد .

یه روز یه فارسه اسمش مرتضی آوینی بود ٬ خالص و مخلص  در اختیار رزمندگان بود و آخرشم

جونشو تو این را فدا کرد .

یه روز یه لره اسمش آریوبرزن بود ٬ وقتی که اسکندر به ایران حمله کرد ٬ جلوی ارتش ایستاد و

وقتی سربازاش کشته شدن اونقدر جنگید تا تکه تکه شد فقط واسه اینکه از ایران دفاع کنه .

یه روز ما همه با هم بودیم ٬ ترک و رشتیه و لر و فارس و آبادانی متحد بودیم ٬ جلوی دشمن ایستادیم

و شکستش دادیم .

حالا برای هم جوک می سازیم و به هم می خندیم ٬ اینجوری بهمون خوش میگذره .

قضاوت با شما !!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 04:54 ب.ظ
سرخی چشم کبوتر اشک چشمان من است هرکجا عاشق بدیدی از رفیقان من است/گر خودت عاشق شدی از آتش دوزخ مترس من خودم عاشق شدم دوزخ گلستان من است
محمد اجرتون بافاطمه الزهرا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.







همسنگران
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
azzahra
*** ***



***

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس